محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

397

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

راكد لا يجري و قائم لا يسري تكركره الرّياح العواصف و تمخضه الغمام الذّوارف إنّ في ذلك لعبرة لمن يخشى . » ترجمه از نشانه‌هاى توانايى و عظمت خدا ، و شگفتى ظرافت‌هاى صنعت او آن است كه از آب درياى موج زننده و امواج فراوان شكننده ، خشكى آفريد و به طبقاتى تقسيم كرد ، سپس طبقه‌ها را از هم گشود و هفت آسمان را آفريد ، كه به فرمان او ، برقرار ماندند و در اندازه‌هاى معيّن استوار شدند و زمين را آفريد كه دريايى سبزرنگ و روان آن را بر دوش مىكشد ، زمين در برابر فرمان خدا فروتن ، و در برابر شكوه پروردگارى تسليم است ، و آب روان از ترس او ايستاد ، سپس صخره‌ها ، تپه‌ها ، و كوه‌هاى بزرگ را آفريد ، آنها را در جايگاه خود ثابت نگاه داشت ، و در قرارگاهشان استقرار بخشيد . پس كوه‌ها در هوا و ريشه‌هاى آن در آب رسوخ كرد ، كوه‌ها از جاهاى پست و هموار سر بيرون كشيده و كم‌كم ارتفاع يافتند ، و ريشه آن در دل زمين ريشه دوانيد ، قله‌ها سر به سوى آسمان برافراشت ، و نوك آنها را طولانى ساخت تا تكيه‌گاه زمين ، و ميخ‌هاى نگهدارنده آن باشد ، سپس زمين با حركات شديدى كه داشت آرام گرفت ، تا ساكنان خود را نلرزاند ، و آنچه بر پشت زمين است سقوط نكند ، يا از جاى خويش منتقل نگردد . پس پاك و منزه است خدايى كه زمين را در ميان آن همه از امواج ناآرام ، نگه داشت ، و پس از رطوبت آن را خشك ساخت ، و آن را جايگاه زندگى مخلوقات خود گردانيد ، و چون بسترى بر ايشان بگستراند ، بر روى دريايى عظيم و ايستاده‌اى كه روان نيست و تنها بادهاى تند آن را بر هم مىزند ، و